رژى بلاشر ( مترجم : محمود راميار )

21

در آستانه قرآن ( فارسى )

يعنى « كسى كه نه خواندن مىداند و نه نوشتن » « 7 » . اين تفسير بوسيلهء برخى از خاورشناسان از قبيل آمارى ، كازيميرسكى و مونته مورد استفاده قرار گرفته است . با وجود اين ، به خود سوره 96 62 مراجعه مىكنيم : هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ . اين او است ( الله ) كه در ميان اميّان ، پيامبرى از خود ايشان فرستاد كه آيات خدا را بر آنها بخواند و پاكيزه‌شان سازد و به آنها كتاب و حكمت بياموزد . هر چند كه پيش از آن در سرگردانى محض بودند . به روشنى درمىيابيم كه منظور از كلمه « امّى » در اين آيه همچون آيات متعدد ديگر ، عربهاى كافرى هستند كه ( اهل كتاب نيستند و ) بر خلاف يهوديان و مسيحيان ، هيچ وحيى درنيافته و بنابراين در جهالت از شريعت الهى زندگى مىكردند . بعلاوه ، تفسير طبرى محتوى تعدادى رواياتى است كه به ابن عباس مىرسد و همين معنى را افاده مىكند . « 8 » پس « نبى امى » به معنى « پيغمبر جاهل » و « بىسواد » نيست . بلكه « پيغمبر بت‌پرستان » معنى مىدهد . اين صفت « امى » كه مشتق از كلمه « امّت » عربى باشد و يقينا به كلمه عبرى « امت‌ها عولام m - Ol h Ummot » « ملل جهان » « بيگانگان يا بت‌پرستان » باز مىگردد كه يهوديان

--> ( 7 ) طبرى ، 296 سطر 8 ( دربارهء سورهء 93 2 : 73 / 78 ) متذكر مىشويم كه اين تفسير مخصوص اين مؤلف و كسانى است كه تحت نفوذ او بوده‌اند . در بيضاوى 68 ، نيز اين تفسير حفظ گرديده و صورت رايج يافته است . ( 8 ) طبرى 1 : 296 سطر 15 « ببعد : اميون كسانى هستند كه هيچيك از پيامبران مرسل الله و هيچيك از كتب وحى شده او را بر حق نمىدانند ، بلكه بدست خويش « كتابى » را مىنويسند » .